رحمت الله شريفي نجف آبادى
53
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )
فصل ششم : انواع سهگانهء تخصص وجود الفصل السادس : في ما يتخصّص به الوجود . . . باختلافها بالعرض . فصل ششم : دربارهء چيزى است كه وجود با آن تخصص و ويژگى مىيابد . تخصص و ويژگى وجود به سه وجه تقسيم مىشود . ( ملاكهاى تخصص وجود سه قسم است : ) 1 . تخصص حقيقت واحد و اصيل وجود ، به واسطهء نفس ذات آن ( حقيقت واحد و اصيل ) است كه قائم به ذات خود مىباشد . ( مراد به نفس حقيقت ، همان حقيقت مأخوذ و ملاحظه شدهء به شرط لا از نقايص است كه آن اعلا مرتبهء تشكيك وجودى است ، لذا نزد ملاصدرا ، وجود ، مشكك و ذومراتب است و معلوم است كه حقيقت مأخوذ لا به شرط ، جميع مراتب هستى را فرامىگيرد . واجب الوجود ، حدى ندارد ؛ يعنى حدش اين است كه حدى ندارد و آن نفس و خود حقيقت صرف هستى است ، الا اينكه مأخوذ به شرط لا از فقدانهاست ، پس او يكى از مراتب و عالىترين آنهاست و اگر آن حقيقت ، مأخوذ لا به شرط باشد ، جامع ساير مراتب است ، لذا او ، يك مرتبهاى مقابل ساير مراتب نيست . امير المؤمنين و قبلة العارفين مىفرمايد : « توحيده تمييزه عن خلقه و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة ؛ توحيد حضرت حق ، به متمايز دانستن او از خلايق او است و حكم تمييز ، تفاوت صفتى است ، نه بينونت عزلتى و جدايى او از مخلوقات » . پس ، رفع و دفع و نفى بينونت عزلتى ، همان سرّى است كه حقيقت وجود ، حقيقت فردانى است . در عين حال بهتر است نوشته شود : اصل و حقيقت وجود ، كه يگانه و اصيل است ، نفسا و به ذات خود ، امتياز و ويژگى مىيابد ، چرا كه در مقابل آن ، عدم محض است ، لذا اين وجود ، شامل تمام مراتب هستى و به اصطلاح واقعيت مأخوذ لا به شرط مىشود ، هرچند نظر اول هم بنابر اصل « بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشىء منها »